
فرصتی دیگه نمونده بیا تا هم دیگرو بغل کنیم
وقت رفتنم رسیده بیا تا کینه هارو از دلامون بیرون کنیم
وقت رفتنم رسیده چرا گریه؟! چرا شـــــــــــــــــادی نکنیم
بخندیم با هم دیگه ؛شـــــــــاد باشیم ؛گریه رو بعداً بکنیم
وقت رفتنم، میخوام، قول بدی تنهام نزاری
من خودم خوردم به سنگ؛ مُردم، تو تغصیر نداری
من که مُردم دیگه نیستم تویو این حادثه
واسه پاک کردن خونم روی دستات؛ یه لیوان آبم بسه
من که از خونم گذشتم گرچه فایده ی نداشت
قانونم حکمو نوشته ؛که تو قاتلی__قصاص
..........................................................................................................منوچهر........
|